|
نوشته شده توسط اویس در چهارشنبه 19 مرداد 1384 و ساعت 05:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
-تركه میره حموم، آب جوش بوده با نعلبكی دوش میگیره! -تركه مهم میشه زیرش خط میكشن، تو امتحان میاد! -عربه میره داروخونه میگه: ولك هزار تا میخ داری؟! یارو میگه: نه. دوباره فردا میاد میگه: ولك هزار تا میخ داری؟! باز یارو میگه: نه برادر، اینجا داروخونس، میخ فروشی كه نیست! هی چند روز این اتفاق میفته، یارو با خودش میگه: بگذار برم هزار تا میخ بخرم، یه سود حسابی بكنم. فرداش دوباره عربه میاد میگه: ولك هزار تا میخ داری؟! یارو میگه: آره، 3 تا كارتون میخ میگذاره جلو عربه... عربه یك نگاه میكنه میگه::اََاَ....ه! ولك توچقدر میخ داری! -تركه وزیر مخابرات میشه بعد از یه هفته مخابرات ورشكسته میشه! از طرف دولت هیئتِ تحقیق تشكیلمیدن، میبینن برای رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشیهای تلفنای همگانی رو بیسیم كرده! موشه وارد داروخانه شد و گفت: آقا مرگ من دارید؟ -تركه خبر داغ میشنود، گوشش میسوزد!
نوشته شده توسط اویس در سه شنبه 18 مرداد 1384 و ساعت 02:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
-تركه هر روز زنگ یك كلیسا رو میزده و در میرفته. آخر پدر روحانی شاكی میشه، یك روز پشت در كمین میكنه، تا تركه زنگ میزنه، خرشو میگیره و میپرسه چیكار داری؟ تركه حول میشه، با تتپته میگه: ببخشید، عیسی هست؟! ***
-تركه میره ساندویچی، میگه: ببخشید بندری دارید؟ یارو میگه: بعله. تركه میگه: پس قربون دستت، بگذار یك حالی بكنیم! -وسط اردبیل یه چاهی بوده، هی ملت میافتادن توش،زخم و زیلی میشدن. میان تو شهرداری یك جلسه برگذار میكنن كه واسه این مشكل یك راه حلی پیدا كنن. یكی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یك آمبولانس میگذاریم بغل این چاه، هركی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا میكشن..آفرین! ایول! دمت گرم! یك مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق كه همتون نفهمید! آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چیكار كنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، كه بدبخت جون داده. ما باید یك بیمارستان كنار این چاه بسازیم، كه همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی حال میكنن، كف میزنن سوت میكشن، كه ایول بابا تو چه مخی داری! یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن خر، حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج كنیم یك بیمارستان بسازیم كنار چاه كه چی بشه؟ مردم تعجب میكنن،میگن: خوب تو میگی چیكار كنیم؟ یارو میگه: بابا این كه واضحه، ما این چاهو پر میكنیم، میریم نزدیك یك بیمارستان یك چاه میزنیم!
نوشته شده توسط اویس در یکشنبه 16 مرداد 1384 و ساعت 02:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
-تركه میره آمریكا پیش رفیقش. از قضا همون موقع كنسرت ابی بوده، رفیقش میگه پاشو بریم یك حالی بكنیم. جلو در سالن، یك بابایی واستاده بوده سیدی میفروخته، هی داد میزده: سیدی ابی، سیدی ابی. تركه یك نگاهی به یارو میكنه، به رفیقش میگه: ببین توروخدا مردم چه خنگن! این یارو این همه سال تو آمریكا بوده، هنوز اِی بی سی دی رو یاد نگرفته! -تركه میره بقالی، میبینه رو دیوار بزرگ نوشتن: علی با ماست! حسن با ماست! حسین با ماست! میگه: ببخشید اقا، شما ماست خالی ندارید؟! -دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، دیگه هروقت هرجا یك خراب كاریی میشده، ملت میدونستن زیر سر این دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكی میشن، میرن پیش كشیشِ محل، میگن: تورو خدا یكم این بچههای مارو نصیحت كنید، پدر مارو درآوردن. كشیشه میگه: باشه، ولی من زورم به جفتِ اینا نمیده، باید یكی یكی بیاریدشون. خلاصه اول داداش كوچیكه رو میارن، كشیشه ازش میپرسه: پسرم، میدونی خدا كجاست؟ پسره جوابشو نمیده، همین جور در و دیوار ر و نگاه میكنه. باز یارو میپرسه: پسرجان، میدونی خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمیاره. خلاصه دو سه بار كشیشه همینو میپرسه و پسره هم بروش نمیاره، آخر كشیشه شاكی میشه، داد میزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره میزنه زیر گریه و در میره تو اتاقش، در رو هم پشتش میبنده. داداش بزرگه ازش میپرسه: چی شده؟ پسره میگه: بدبخت شدیم! خدا گم شده، همه فكر میكنن ما برش داشتیم
نوشته شده توسط اویس در شنبه 15 مرداد 1384 و ساعت 02:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
کره خره از باباش میپرسه : بابا چرا ما موقع را رفتن باید سرمون پایین باشه باباش میگه آخه پسرم این ترکها که برای ما آبرو نذاشتن
***
از آبادانی می پرسند که پنکه چند بخشه؟ می گه ولک وقتی وایساده سه بخشه ولی وقتی می چرخه پر و پخشه!
***
یک روز یک خانمه میره پهلو دامپزشک، می گه لطفا من رو معاینه کنید. دکتره میگه خانم من دامپزشکم. زنه هم می گه برای همین اومدم اینجا. صبح که از خواب بیدار می شم اخلاقم عین سگه، تا ظهر مثل خر کار می کنم و بعدش هم مثل گاو می خورم و بعد از غذا مثل خرس می خوابم. شب هم که شوهرم میاد خونه بهم می گه چطوری موش موشی!!
***
-تركه با زنش رفته بوده سینما، تو فیلم یهو یه گاوه شروع میكنه دویدن طرف تماشاچیا. تركه یهو میپره زیر صندلی، زنش میگه: بابا خجالت بكش! این فیلمه. تركه میگه: زن! من و تو میدونیم فیلمه، گاوه كه نمیدونه! -تركه میخواسته گردو بشكنه، گردو رو میگذاره زیر پاش، با آجر میزنه تو سرش!
نوشته شده توسط اویس در جمعه 14 مرداد 1384 و ساعت 02:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
ترکه ویراژ میدادهافسر جلوشو میگیره میگه گواهینامه کارت ماشین ترکه میگه جمله بسازم
***
ترکه توی آینه خودشو میبینه میگه اه این چقدر آشناست بعد از کلی فکر کردن میگه آهان یادم اومد امروز تو آرایشگاه دیدمش
***
ترکه میره المپیک ازش میپرسن دوست داری به چه مقامی برسی میگه مقام معظم رهبری
***
یه روز یه ترکه با یه فارسه با رشتی با یه اصفهانی با یه آمریکائی با یه مکزیکی با من تصمیم میگیرن تو رو سر کار بزارن
***
به ترکه میگن بورو جلوی ماشین ببین راهنما کار میکنه ترکه میره جلوی ماشین میگه آره نه آره نه آره نه .....
***
نوشته شده توسط اویس در پنجشنبه 13 مرداد 1384 و ساعت 02:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|| نطرات
[--]
|
|
|
|

|
حمایت از وبلاگ ما |
|
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -
|
|